در
سال 2008 مقاله ای
تحلیلی در
مورد موسیقی
راک تلفیقی ایران
نوشتم که بخش
مهمی از آن
به موسیقی
محسن نامجو
اختصاص داده
شده بود. از
آنجائی که
آلبوم جدید این
هنرمند گستاخ
و دگراندیش ایرانی بنام
"آخ" چند
روز پیش به بازار
اینترنتی
ارائه داده
شد، بد
ندیدم که آن
بخش را مشخصاً
در اینجا
انتشار دهم و
در اولین فرصت
به نقد و بررسی
آلبوم جدید وی که "آخ"
نام دارد نیز
در آیندۀ نزدیک
بپردازم.
باتشکر
نصیر
مشکوری

نویسنده: نصیر
مشکوری
نگاهی بر
موسیقی محسن
نامجو از
نوشته های قدیمی
مطلب
اصلی اینجا
...
اما {محسن
نامجو} راه
دیگری را می پیماید.
راهی که از
چهارراه سنت و
نوگرایی نیز می
گذرد و در پیچ
و
خم نگرشی
فرانو معنی
جهانی می یابد.
او شاید از
معدود موسیقیدانانی
باشد که تلفیق را در چیدمان
سازها و نغمه
های ناهمگون
در کنار هم نمی
داند بلکه در
آنچه خصوصیات مشترک فرهنگ
هاست از درون
نغمه ها و
لابلای گام ها
دریافته و کشف
کرده است. نه
غربی است
نه در گیر ایرانی
بودن. موسیقی
او سنت شکن و
امروزیست در
نتیجه معترض است.
موسیقی
محسن نامجو
همزمان که ریشه
در موسیقی ایرانی
دارد، برخی از ویژگی های
عمومی موسیقی
مردم پسند
معاصر مانند
بلوز، جاز و
پاپ را نیز
بطور عمده در بر می گیرد. آن
ویژگی ها از این
قرارند:
[1] شیوه
آوازخوانی
آزاد
[2] استفاده
از ترکیبات و
ساختارهای
موسیقایی
امروزی بوسیله
سازهای
الکترونیکی
[3] ترانه
سرایی بی پروا
و نوپرداز
محسن
نامجو با آگاهی
و با استفاده
از این عناصر -- به
عنوان راه حلّی
آزاد -- از خصوصیات
موسیقایی و
علائم فرهنگی
آشنا و موجود در موسیقی
و آوازخوانی ایرانی
نیز بهره
گرفته و به بیانی
شخصی و ویژه
دست یافته
است. آن خصوصیات
مورد نظر در
واقع بخش وسیعی
از سبک های
موسیقی مردم
پسند ایرانی
است که در
فرهنگ عوام جا
افتاده است
مانند: خراباتی
خوانی، نوحه
خوانی، انواع
آوازهای سنتی
و پاپ و همچنین
صداهایی
انتزاعی و حتی
تقلید صدای حیوانات
بر ریتم
های متنوعی از
سبک های جاز،
راک، بلوز تا
سنتی ایرانی،
کوچه بازاری،
محلی و خالتور و غیره.
تمام این شیوه
ها و آواها در
کمپوزیسیون
های مختلف از
معنا و محتوا تهی و به پدیده
هایی عینی تبدیل
شده تا در چیدمانی
مفهومی به
نقطه ای از
همآمیزی گستاخانه و
اکسپرسیونیستی
برسد. به همین
خاطر در آثار
این
خواننده/نوازنده
میتوان شنونده نغمه
هایی آشنا ولی
امروزین و
متفاوت بود.
این رابطه
و بینش هنری نامجو در
استفاده و
اجرای اشعار
شاعران کلاسیک
و مدرن ایرانی
نیز بچشم می
خورد. او برخلاف دیگر
موسیقیدانان
و موسیقی
پردازان در
ابراز این
اشعار در موسیقی
خود با بیانی آزاد
از طریق تلفیق
و حتی شکست
قوانین و روش
های گوناگون
آوازخوانی به ترجمانی نو
از ادبیات
فارسی در موسیقی
مردم پسند
معاصر ایران میرسد.
چرا که این شیوه بیانی
آبژکتیو،
شنونده را نیز
در دریافت و
درک اشعار
فعال کرده و
آزاد میگذارد.
در واقع این شیوه
آوازخوانی
نامجو به نوعی
آثار او را
دراماتیک
کرده و به آن حجمی
جادوئی بخشیده
و بجای آنکه
استفاده از
اشعار شاعران
دیگر، ابتکار
و
نوپردازی
او را از بین
ببرد، می بینیم
برعکس عمل می
کند و هیجان
انگیز نیز می
شود چرا
که به گونه ای
شخصی آن را
برای شنونده بیان
می کند و
معنائی تازه
به آن می بخشد. او بوسیله
فضاسازی و ایفای
نقش های
گوناگون، که
برگرفته از
آشنایی وی با
هنر تئاتر
نیز است، از
طریق آواز و
صدا و ترکیب
هر آنچه از
حنجره می
تواند به بیرون بیاید، در
قطعات خود محیطی
را می آفریند
که در آن
شنونده
برداشت ِ حسی
ویژۀ خود را می یابد. در
واقع برای
نامجو،
شنونده و آن
تحولی که موسیقی
وی در درون
شنونده ایجاد می کند و منجر
به برداشتی
متفاوت و
منحصر بفرد می
شود است که
هدف می شود نه
ساختار زیبائی
شناسانه و
صنعت ظاهری
موسیقی. این رویکرد
آگاهی وی را
از دیدگاه های
هنر مفهومی
کاملاً نشان می
دهد.
همین
اتفاق به نوعی
در ترانه های
او و اجرای آنان نیز
تکرار می شود.
بطور مثال در
ترانه «عقاید
نوکانتی»
شنونده جمله
های کوتاهی با موضوعات و
تصاویر
ناهمگون اما
ملموس و بی
پروایی هستیم
که کنار هم چیده
شده اند و نوعی ادبیات
اکسپرسیونیستی
را تداعی می
کنند. این
ترانه با حجمی
انتزاعی با
آوای سه
تار همگام شده
و هویتی فرانو
می گیرد.
عقاید نو
کانتی از آن
من/ شقایق نرماندی از
آن تو
حلاوت و بی
صبری از آن من/
عشق پانزده
سانتی از آن
تو
ضخاوت و رندی از آن
ما/ ماکارونی
تمبر هندی از
آن ما
خیابان شهید
قندی از آن ما/
قبری که
بهش میخندی از
آن ما
عقاید نو
کانتی از آن
من/ شقایق
نرماندی از آن تو
عقاید
نوکانتی عمق
فاجعه ای گنگ
را به تصویر می
کشد که نامجو،
تنها هنرپیشه
آن بر صحنه
تاریک دریافته
های روزمرگی،
خود نقش اول را
در آن ایفا می
کند. این
آهنگ یکی از
نمونه های موسیقی
و ترانه سرایی
آوانتگارد
فارسی است و
در مسیری فراتر از
فرهنگ عام رایج
سیر میکند، از
آن دوری می گیرد
و در گوشه زیرزمین
های روشنفکرانه
گاه به گوش میرسد.
اما در
نمونه هایی دیگر
و مجموعه ایی
مانند آلبوم *ترنج*
محسن نامجو یک
قدم به عقب بر
می دارد و موسیقی
پیشرو خود را
با موسیقی های روز و
مردم پسند آشتی
میدهد و تجربیات
و ایده موسیقایی
خود را در
قالبی امروزین بیان می کند
تا اینبار
بتواند
مخاطبان
امروزی خود را
نیز به سفری
نه چندان دور،
به سوی
دروازه های
فرهنگی فرانو
ببرد. این رویکرد
همزمان که می
تواند گریزی
انحرافی از جریان
نوپردازانه و
آوانتگارد وی
بحساب آید،
اما همزمان آن
را می توان
بگونه ای سازنده نیز
انگاشت و
انگاره ای در
جهت تحولی در
فرهنگ موسیقی
مردم پسند
امروز جامعۀ ایران دانست.
آلبوم ترنج،
چه از زاویه
طول زمانی
قطعات و چه از
زاویه ساختار
آهنگ ها، یعنی
فضاسازی به وسیله
ترکیب ریتم ها
و آواهای
متنوع و متغیر
به شکلی نوسانی
و
بهره گیری
از عناصر ترکیبی
موسیقی های
متفاوتی
مانند محلی ایرانی،
جاز، سنتی تا بلوز و پاپ به
اضافه شیوه های
گوناگون
آوازخوانی،
گرایشی ست به
نوعی موسیقی پروگرسیو و پیشگام.
اما در کل
بینش و پشوانۀ
آثار نامجو و
ویژگی موسیقی
او، بی
مرزی و رهایی
وی از قید و
بندها می
باشد، همزمان
که خصوصیات
فرهنگی خود را
نیز با
کمال میل حفظ
می کند. در حقیقت
بیانی آزاد را
وارد فرهنگی می
کند که هنوز
پایبند به قوانین
کهنه ساختاری
خود است. موسیقی
او دگراندیش
است و معترض
اما هیجانانگیز
و
امروزیست.
نه مقلد است و
نه دنباله رو.
موسیقی او از
دل فرهنگ عام
زاده می شود،
آن را
به چالش و نقد
می کشد، هویتی
نو می دهد و به
راحتی می
تواند در دل
عام مردم جا باز کند. موسیقی
او دیگر تلفیقی
نیست بلکه سر
آغاز مرحله
نهایی آن یعنی
تولد موسیقی ناب مردم
پسند نوین ایرانی
است.
بینش موسیقایی
محسن نامجو رویکردیست
جهت خروج از محدوده
فرهنگ ها و
مرزبندی های
جغرافیایی و بیان
موجودیت فردی
او به عنوان یک
انسان امروزی با
آداب و فرهنگ
ایرانی که
جهان را خانه
خویش می داند.
موسیقی وی
بزرگداشت ایرانی بودن
است بی آنکه
در بلندگوهای
ناسیونالیسمْ
حنجره آگاه
خود را پاره کند.
آنچه آثار
محسن نامجو به
ما پیشنهاد میکند
این است که
هنر و موسیقی
مردم پسند
امروزی در ایران
بهتر است بر
اساس هویت ملی
و فرهنگی ما
پایه ریزی شود،
چرا که خصوصیات
فرهنگی ما و
شرایط اجتماعی
ما کماکان ریشه
در معیارهای
فرهنگی مختص
کشورمان دارد و اگر
قرار است تحول
یابد و یا
جنبشی هنری
اعتراضی و همه
گیر خلق شود،
باید از دل همین
فرهنگ
سالخورده و
سالدیده زائیده
شود، فرهنگی ریشه
دار که نه
تنها به دلایل تاریخی
عناصری مانند
اعتراض و
انتقاد در آن
همیشه سرکوب
شده بلکه
هنرمندی تربیت
می کند
که دنباله رو
و مطیع استاد
و سنت اوست.
فرهنگی که
درونگراست و
برای حفظ تمامیت خود همیشه
مقاومت کرده و
به نوعی بنیادی
محافظه کار
شده.
باید در
نظر داشت دوباره نگری
و معیارگریزی فرهنگی
که در واژگان
موسیقی
جوانان امروزی
به آن اعتراض گفته می شود
از جمله ویژهگی
های بارز موسیقی
امروز است. این
آن دیدگاهی
است که محسن نامجو
مدتهاست به آن
رسیده و در
آثارش هویداست.
ادامۀ
مطلب در اینجا
استفاده
از این اثر با
ذکر منبع
بلامانع است
تمام حقوق
این سایت
متعلق به نصیر
مشکوری است