سخنی
با "خس و خاشاک
های" موسیقی
جوان و غیررسمی
ایران.
وقت
آن رسیده که
خود را از
زندان سانسور
و خودسانسوری
ها رها کنیم.

نویسنده: نصیر
مشکوری
20جولای
2009
این
نوشته روی سخن
بسوی موسیقی
پردازان موسیقی
هیپ هاپ، راک
و آلترناتیو ایران
دارد. جریان
های موسیقائی
نو-فرهنگی که
برآمده از رویکردهای
متجددانه و
گرایشات
جهان-فرهنگی
بخشی از جامعۀ
جوان امروز ایران
است.
در
سالهائی که
گذشت اکثر موسیقی
پردازان در این
جریان که گاه
آن را موسیقی
زیرزمینی نیز
نامیده ایم
کمابیش تجربۀ
تلخ بالا و
پائین رفتن از
پله های وزارت
ارشاد اسلامی
و ملاقات های
بی فایده و
وقت گیر با
مسئولین این
اداره را
داشته اند و
به هر سانسور
و خودسانسوری
تن داده اند.
اما می دانیم
و بیاد داریم
این تلاشها هیچگاه
راهگشا نبوده
و تنها موجب
خستگی و
سرخوردگی
هرچه بیشتر
آنها شده است.
وقت
آن رسیده تا
پرده های
ابهام را کنار
بزنیم و آزادی
بیان را
بعنوان حق
مسلم
هنرمندان و
تنها پشتیبان
خلاقیت های
هنری و فرهنگی
خود بدانیم.
بر این باور
باشیم که هیچکس
و هیچ
وزارتخانه ای
حق تصمیم گیری
در ارائه و انتشار
آثار
هنرمندان را
ندارد.
وقت
آن رسیده که
وزارت
–سانسور-
ارشاد اسلامی
را تحریم و
خود را از
زندان سانسور
و خودسانسوری
ها رها کنیم.
وقت آن رسیده
که هنرمندان
ما با آگاهی
از حقوق
دمکراتیک خود
وارد مرحلۀ جدیدی
از دوران هنری
و خلاقیت های
هنری خود شوند
و با بیان
آزادانۀ آنچه
که در دل و در
ذهن خود دارند
و آنچه گویای
سلیقه، اندیشه
و گرایشاتشان
است، مشت محکمی
بر دهان حاکمیت
ضددمکراتیک
کشورمان فرود
آورند. وقت آن
رسیده که از
خواسته
هامان، حقوق
مان، زندگی
مان، از
امروزمان
آنگونه که هست
و از فردایمان
آنگونه که می
خواهیم باشد
بنویسیم و
آواز سردهیم.
وقت آن رسیده
تا ترانه های
خشمناک،
معترض و گویای
امروزمان را
متن آوای دیستورد
گیتاربرقی و
کوبش سنگین
درامزهامان
کنیم. وقت آن
رسیده تا
گزارش های
روزانه از
امروز خیابان
های مان، درون
خانه هایمان و
میان جمع یارانمان
را محتوای رپ-نوشته
هامان کنیم.
وقت آن رسیده
تا همآوا با
سه تار و قیچک
و تار، فریاد
آزادی سر دهیم. وقت آن
رسیده آنچه
دوست داریم و
آنگونه که می
بینیم و آنطور
که می اندیشیم
و در آن ترکیب
و ساختاری که
مایلیم
آثارمان شکل
بگیرند موسیقی
خود را خلق کنیم.
وقت آن رسیده
که از حقوق
خود به عنوان یک
شهروند آزاده
آگاه باشیم و
بجای آنکه
منتظر کسی باشیم
تا حق ما را
بدهد، حق خود
را طلب کنیم و
اگر هم از
حقوق مان دفاع
نکردند، خود
از حق مان
دفاع کنیم،
آزاد زندگی کنیم
و آزاد بی اندیشیم.
وقت آن رسیده
تا جنبش های
خرده فرهنگی و
نو-فرهنگی براه
بی اندازیم و
آزادی را در میان
خود و نسل خود
ترویج و تجربه
کنیم. آهنگ
بسازیم، آن را
دست بدست و
مثل همیشه از
طریق اینترنت
انتشار دهیم،
مهمانی راه بی
اندازیم و در
مهمانی ها موسیقی
مان را پخش کنیم.
وقت آن رسیده
تا محافل زیرزمینی
برپا و اقدام
به اجرای
گستردۀ
گردهمآئی ها و
کنسرت های زیرزمینی
کنیم. وقت آن
رسیده تا از
طریق موسیقی و
ترانه هایمان
اعتراض کنیم.
وقت آن رسیده
بجای آنکه
گفته های
تکراری و بدور
از واقعیت
امروزمان را
دائماً
نشخوار کنیم،
حرف تازه با
آوائی نو بسازیم.
دگراندیش باشیم
و نوپرداز،
شاد باشیم و
معترض، انسان
باشیم و
آزاده.
دوران
محافظه کاری و
سازش بپایان
رسیده است. باید
زنده ماند و
زندگی کرد.
آزاد بود و در
فضائی آزاد
اندیشید و هستی
را آزادانه
تجربه کرد. باید
بخشی از جنبش
دمکراتیک و حق
طلبانۀ ملت ایران
شد و از حقوق
مسلم مدنی مان
دفاع کنیم.
فراموش
نکنیم منظور
از "اعتراض"
لزوماً ابراز
افکار و اندیشه
های سیاسی و
اجتماعی مان نیست،
بلکه بیان
آزادانۀ آنچه
دوست داریم و
در چهارچوب سلیقه
های شخصی و
گروهی مان می
گنجد. در واقع
اگر جهان پیرامونی
مان و هستی
مان را آنگونه
که خود می بینیم
بیان کنیم و
انعکاس دهیم،
خود بخود زمانی
که این نگاه
در قالبی نو
جای گیرد و در
جامعه ای با
معیارهای
سنتزده و بسته
مانند جامعۀ ایران
ابراز شود،
ماهیتی
اعتراضی بخود
گرفته و می
تواند در صورتی
که مخاطب پیدا
کند باعث ایجاد
جریانات
متفاوت
خرده-فرهنگی
شود و فرهنگ
متقابل ایجاد
کند. حال می
خواهد این
اعتراض ها
محتوائی
اجتماعی-انتقادی
داشته باشد
مانند رپ
نوشته های
"سالومه" و
"بهرام" و یا
آنچه رپ خوان
هائی مانند
"ساسی مانکن"
و "زدبازی" در
وصف عیش و نوش
و زندگی بی خیالی
بخشی از
جوانانمان
ابراز می
کنند. می
تواند در
گستاخانه ترین
قطعه از حلقوم
"نامجو" بیرون
بریزد و یا بر
شادترین ریتم
ها با امروزی
ترین ترانه های
"آبجیز" باشد.
فراموش
نکنیم، باید
آگاه از حقوق
مدنی خود به
عنوان یک
شهروند باشیم.
آزادی بیان حق
مسلم همۀ
ماست. این حق
هر انسانی
است. حتی
ما خس و خاشاک
ها!
به
امید روزی که
در کشورمان
آزادی بیان
عنصری ملموس و
حقیقی باشد و
برای انتشار
آثارمان و
برپائی کنسرت
های مان نیازی
به وزارت
سانسور و
کنترل نداشته
باشیم.
استفاده
از این اثر با
ذکر منبع
بلامانع است
تمام حقوق
این سایت
متعلق به نصیر
مشکوری است