گروه آبجیز پدیده ای منحصربفرد در جریان موسیقی پاپ معاصر ایران

نگرشی بر آلبوم دوم گروه آبجیز ”Perfectly displaced”

 

نویسنده: نصیر مشکوری

www.nassir-mashkouri.com

چاپ شده در www.zirzamin.se

جولای 2009

 

 

 آلبوم جدید گروه آبجیز  ”Perfectly displaced”چندیست به بازار اینترنتی وارد شده است. گروهی مانند گروه آبجیز را نمی توان از دیدگاه موسیقائی خارج از محدودۀ موسیقی پاپ جای داد، اما از زاویۀ دیدگاه های مفهومی در محتوا بی شک نگاهی جهانی و امروزی تری را در موسیقی خود می پروراند.

با توجه به ترکیب ها و قالب های رایج در موسیقی پاپ معاصر ایران که نشانگر بخشی از فرهنگ مردم پسند امروز ایرانیان هستند و اینروزها نسبت به 30 سال گذشته از پدیده های متنوع تری تشکیل شده اند، می توان جایگاه ویژه ای برای گروه آبجیز در کنار گروه هائی مانند کیوسک، نبض، سرخس، بالگرد و حتی موسیقیدانان و گروه های تجربی مانند محسن نامجو و 127 یافت.

 

گروه آبجیز به غیر از "صفورا صفوی" و "ملودی صفوی" که نمای بیرونی و چهرۀ گروه را نمایندگی می کنند، همکاری مجموعه ای موسیقی پرداز غیر ایرانی و ایرانی است به نام های؛ اِرلاند هُفگارد (نوازندۀ گیتار بیس)، یوهان موبَری (نوازندۀ گیتار آکوستیک)، پاولو موورگا (نوازندۀ پرکاشن، کیبورد و تکنیک اِسکرِچ)، رُبین کُچرانه (نوازندۀ درامز، کیبورد، پرکاشن و برنامه ریزی آوائی دیجیتال) و صوفی صفوی (گیتار برقی، صدابردار و ارتباطات گروه). در این آلبوم هنرمندان بین المللی دیگری نیز یاری کرده اند، از جمله؛ بوو لیندبری (آکاردئون)، گوستاو هیلِن (ترومپت)، ایساک لینک (ویلُن)، ینس کومن (ساکسیفون)، شِل اِریک اِریکسون (ویلُن) و مارکوس اِرنِ هِد (بّیس کلارینت).

 

گروه آبجیز با انتشار آلبوم دوم خود وارد مسیر دیگری شده و در ترانه های فارسی خود حرف دیگری می زند. حرف های تازه ای در وصف زندگی هیجانزده و پرُ اِسترسِ جامعۀ مصرفی و مدرن. بیانِ بی هویتی و بیگانگی انسان معاصر در دهکدۀ دیجیتالی جهانی که با صدای "صفورا صفوی" ابراز می شوند. صدائی که بی شک نظیرش در موسیقی پاپ ایران وجود ندارد. صدای او بسیار رسا، محکم و بیان او تا حدی نمایشی و نسبت به موضوعیت و ترکیب آهنگ ها متغیر می شود که تمامیت سبک خوانندگی او را در میان خوانندگان پاپ زن ایرانی متفاوت و منحصربفرد کرده است. صدای او در آستانۀ شکوفائی زنانۀ وی، در لابلای ریتم ها و در میان نغمه های رنگارنگ موسیقی جهانی، نه تنها سخنگوی یک زن مستقل ایرانی است بلکه آوای یک ایرانی جهان وطن نیز می باشد.

 

در این آلبوم گروه آبجیز از زوایای گوناگون بطور کیفی تکامل یافته و به نقطه ای جدید از سفر موسیقائی خود رسیده است. اینبار بر خلاف آلبوم "همه"، آلبوم جدید آبجیز مانند اتاقی آرایش شده با چیدمانهای ریتمیک و ملودیک بجا و فضاسازی های مناسب، محیطی برای رشد فانتزی و هیجان های حسی بوجود آورده است. این اتاقِ پُر نفس، پنجره هائی دارد که هر کدام بسوی منظرۀ ذهنیات یک انسان و در جاهائی مشخصاً یک زن باز می شود. اتاقی امروزی و کاملاً مدرن با پنجره هائی که به سوی زمان حال من و شما گشوده می شوند، با نگاهی زنانه که در واژه های "ملودی صفوی" ذوب شده و دوباره در ترانه ای قالب گرفته می شوند. ترانه های او نقدی بر انسان معاصر و همیشه مسافر است. بیان نگاه یک مهاجر و یک ایرانی-اروپائی مقیم آمریکاست. او هویت خود را با نگاهی جهانی نقد می کند و خویش و فرهنگ ایرانی خود را در فلسفۀ هستی و با نگاهی نوگرا و فردگرایانۀ امروزی می نگرد و برای ما تعریف می کند. او بیشتر به فارسی می نویسد چرا که به فرهنگ و زبان فارسی کماکان پایبند است اما رسالت خود را در نقد و انتقاد به آن فرهنگ و آداب و رسوم های رایج می داند. ملودی صفوی در کنار آرش صبحانی (کیوسک)، بهزاد خیاوچی (سرخس)، آرش ب.ط (نبض) و محسن نامجو از پیشگامان ترانه سرائی معاصر و مدرن موسیقی مردم پسند ایران بحساب می آیند.

 

در آلبوم جدید آبجیز، عمدتاً پایه های ریتمیک و گرایشات موسیقائی متاثر از سبک های رگی، جاز، فلامینکو، دیسکو/پاپ و رَگه هائی از آوای موسیقی های لاتین، اسپانیائی و آفریقائی تا موسیقی ویس سوئدی شنیده می شود. این آلبوم نه تنها چهارراه ریتم ها و آواهای موسیقی های مردم پسند جهانی است بلکه تقاطعی از تاثیرات مستقیم از گروه ها و موسیقی پردازان موسیقی مدرن مردم پسند و مشهور جهانی نیز می باشد، مانند؛ شادِی (پاپ/جاز)، مانو چاوو(لاتین/رگی/پانک/پاپ)،لوس موکوس (لاتین/پاپ)، گروه پُلیس (پسُت پانک/رگی/پاپ)، بی52 (نییو وِیو/ پاپ) تا جیپسی کینگ (فلامینکو/پاپ) است. این گوناگونی در ترکیب ریتمیک و ملودیک قطعات نشانۀ علم و آگاهی "صفورا صفوی" به عنوان آهنگساز گروه از سبک های مختلف و دانش او در تلفیق آواها و ریتم هاست که موسیقی گروه را ویژگی جهانی بخشیده و در جریان یکنواخت موسیقی پاپ ایران موجی نوین بوجود آورده است.

 

این گرایش ها تنها در ساختار موسیقی آبجیز اتفاق نمی اُفتد. بلکه در زبان بیانی ترانه های آن نیز بطور روشن شنیده می شود. فارسی، اِسپانیائی، انگلیسی، عربی و سوئدی زبان هائی هستند که در ترانه های این آلبوم استفاده شده اند. ایدۀ جالب دیگر این است که در آهنگ های مختلف، در آن دسته که به زبان هائی - - به غیر- - از فارسی خوانده می شوند حتماً جمله ای که مفهوم کلی قطعه را برساند به فارسی آمده است. در آن دسته که به فارسی خوانده شده، جمله یا حداقل واژه ای به انگلیسی و در جائی به عربی آمده است تا مخاطب غیر ایرانی کم و بیش بتواند رابطۀ مستقیم تری با محتوای قطعات برقرار کند. این رویکرد خود نشان می دهد که نگارش و آرایش محتوای متن آهنگ ها همانقدر مورد توجه بوده که ساختار موسیقائی آهنگ ها اهمیت داشته است. همین تنوع در استفاده از زبان های مختلف در متن آهنگ ها خودبخود موقعیت و محیط وسیعتری را برای ارتباط فرهنگی با مخاطبان بیشتری در سراسر جهان بوجود می آورد که این خود رویکردی جهانی در بیان دنیای سایبرنتیک بی مرز اینترنتی است.

 

از آنجائی که ترانه های این آلبوم به چندین زبان مختلف سروده شده و زبان نیز بطور مستقیم حامل بار فرهنگی و هویت ملی است، بخش مورد نظر در این نقد بیشتر آن دسته از آهنگ های این مجموعه است که متن شان به زبان فارسی می باشد. چرا که قطعاتی که ترانۀ فارسی دارند تعلقی ملموس و نزدیکی بیشتری به فرهنگ مردم پسند و مشخصاً در اینجا موسیقی پاپ ایرانی پیدا می کنند و بهتر است در رابطه و مقایسه با جریان موسیقی مردم پسند جاری ایران قرار گیرند و بررسی شوند تا اهمیت موسیقائی آثار این گروه بیشتر مشخص شود.  

 

این آلبوم با مقدمۀ کوتاهی به زبان انگلیسی-آمریکائی شروع می شود که گفتار نمایشی- کُمدی یک آمریکائی سفیدپوست اهل جنوب کشور آمریکا می باشد. واقعیت این است وجود این بخش در آلبوم  تاثیری در تمامیت مفهومی این مجموعه ندارد و تنها طنزی بر پیشداوری ها و عرب ستیزی های رایج روز در جهان غرب، بویژه آمریکاست.

بلافاصله بعد از این مقدمۀ کوتاه، آهنگ "وقتی که" با انرژی و ریتم هیجان انگیز و تند "رِگی" شروع می شود و شنونده را بی وقفه بدرون ذهنیت پریشان و تحت فشار یک زن جوان می برد. این ترانه روایت زندگی پر اِسترس و پر حرکت درون-شهری، با نگاهی فمینیستی به موقعیت یک زن امروزی در جامعه فردگرای مدرن جهانی است.

قطعۀ سوم این آلبوم آهنگ بسیار زیبا و ملایم "تو آب" است که در سبک جاز/سُل/پاپ تنظیم شده و از معدود آهنگ های موفق فارسی در این سبک می باشد. این قطعه روایت انسان تنهائیست که در برابر سرخوردگی ها و شکست های خود راه حلی نمی بیند بجز انزواگزینی و فرار از زمان و مکان تا آنجائی که برای دوری از همنوعان خود حتی به زندگی در یک آکواریوم در کنار ماهی ها راضی می شود. اما گوشه گیری در آکواریوم نیز آرامش خاطری برایش به اَرمغان نمی آورد. در واقع این ترانه نمادی است در وصف گریز به ذهنیتی ناآشنا و به محیطی نامناسب که آن نیز نتیجه ای جز بیگانگی و بی هویتی به همراه ندارد. ترانه ای سمبلیک با نمادهای امروزی که خصوصیت ایجازگونه ای ایجاد کرده است.

آهنگ فارسی دیگر این مجموعه به نام "بزار" می باشد که بر ریتم ملایم "رگی/لاتین" سوار است و نغمه و آهنگی ساده دارد که بسیار خوش آواست. بنظر می آید این ترانه باردار پیامی روشن و مثبت است. اعتراضی بر معیارهای رایج و دست و پا گیر فرهنگی جاری که نسل جوان ایرانی را در بنبستی احاطه کرده. نسلی که در سیل آب روزمرگی خود تعلقی به هنجارهای اجتماعی حاکم ندارد و رهائی خود و نسل خود را از بند سنت ها می طلبد و آزادی می خواهد.

 

گروه آبجیز در آهنگ "اون دنیا" شنونده را از دنیای فرار و خواب و خیال پوچ، بسوی بیداری و واقعیت هستی دعوت می کند و او را به استقامت می خواند. زیرزمینۀ این ترانه آهنگی هارمونیک با حس ایجازگونه ایست که گاه گاهی با آوای دیستورد گیتاربرقی "صوفی صفوی" و نغمۀ دردآلود تکنوازی گیتار وی شکسته می شود و آهنگ پاپ/راک آرامی را خلق می کند.

آهنگ "عیب از من نیست" یادآور آوای سینت سایزر/پاپ و دیسکوی دۀ 80 میلادی در اروپا و آمریکا می شود. ترانه ای با دیدگاه های فمینیستی که زن را از زاویۀ قدرت در برابر مرد تصویر می کند.

 

اما یکی دیگر از پدیده های جالبِ توجه این آلبوم آهنگ اسپانیائی "Tu Me Haces Falta" (جای تو خالیست) است. این آهنگ ساخته و تنظیم شدۀ "صفورا صفوی" می باشد و متن آهنگ آن که ترانۀ عاشقانه یست، توسط خود او به زبان اِسپانیائی نوشته و با صدای خود او اجرا شده. موسیقی این ترانه فلامینکو/پاپ بوده و ساختاری کاملاً مردم پسندانه با تنظیمی بسیار هارمونیک و خوش آوا دارد که مطمئناً توجه مخاطبان ایرانی و بین المللی بویژه اسپانیائی زبان ها را براحتی بخود جلب می کند. اگرچه وجود این قطعۀ زیبا تنوعی در میان قطعات این مجموعه بوجود آورده، اما همزمان تعادل مفهومی در محتوا و سبک بیانی آلبوم را بهم ریخته و آنچه که تا به امروز هویت موسیقائی گروه آبجیز بوده را مخدوش کرده است. هویتی که بر اساس ترانه های فارسی و نوپرداز با درونمایۀ متفاوت شکل گرفته و در قالبی تلفیقی از سبک های گوناگون موسیقی مردم پسند جهانی ریخته می شود. این رویکرد، گروه آبجیز را در صحنۀ موسیقی مردم پسند ایران از یک پدیدۀ موسیقائی پیشگام و نواندیش تا حد یک گروه معمولی پاپ پائین آورده است.

آنچه بنظر می آید ما در این آلبوم شاهد نوعی دو دلی هستیم. آبجی ها بر سر دو راهی سرنوشت سازی قرار گرفته اند که یک راه آن در مسیر آهنگ "تو آب" می رود و آن راه دیگر در مسیر "Tu Me Haces Falta". 

 

از جمله آهنگ های دیگر این آلبوم  آهنگ "Immigrant" (مهاجر) به زبان انگلیسی، "Din Far Far" (پدربزرگت) به زبان سوئدی و "Walking in Her Shoes" (قدم زدن در کفش های او) به زبان انگلیسی است.

 

اگر آلبوم اول گروه آبجیز که "همه" نام داشت مانیفست های پاره پاره ای در بارۀ تضادهای میان دیدگاه های یک زن مدرن ایرانی در برابر سنت ها و آداب و رسوم های کهنۀ ایرانیان بود، آلبوم جدید این گروه؛  Perfectly displaced مجموعه ایست در بیان ذهنیت یک زن امروزی، انسانی پست مدرن، چندفرهنگه و خانه بدوش در این جهان آشفته.

 

 

 

 

 

 

استفاده از این اثر با ذکر منبع بلامانع است

تمام حقوق این سایت متعلق به نصیر مشکوری است